جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۰۹۱ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیمردم بیگانه را خاطر نگه دارند خلقدوستان ما بیازردند یار خویش را
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیبلی، تا چه کردم که روزگارم به عقوبتِ آن در سِلکِ صحبتِ چنین ابلهی، خودرای، ناجنس، خیره درای، به چنین بند بلا مبتلا گردانیده است؟
- حکایتِ شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیگفت: ای موسی! دعا کن تا خدا، عَزَّوَجَلّ، مرا کَفافی دهد که از بیطاقتی به جان آمدم.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - برگشت به شیراز سعدی شیرازیسعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمدمُفتیِ ملت اصحاب نظر باز آمد
- غزل شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیاز مایهٔ بیچارگی، قطمیر، مردم میشودماخولیای مهتری، سگ میکند بلعام را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در ستایش قاضی رکنالدین سعدی شیرازیبسا نفس خردمندان که در بند هوا مانددر آن صورت که عشق آید خردمندی کجا ماند؟
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیتیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان.
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیبفرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که: «در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟»
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیغافلی را شنیدم که خانهٔ رعیت خراب کردی تا خزانهٔ سلطان آباد کند؛ بیخبر از قول حکیمان که گفتهاند: هرکه خدای را -عَزَّوَجَلَّ- بیازارد تا دلِ خلقی به دست آرد خداوند، تعالیٰ، همان خلق را بر او گمارد تا دَمار از روزگارش بر …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیچو نیک و بد به سر آید جهان همان بهترکه زندگی همه بر طبع شادمانه کند
- حکایت شمارهٔ ۲۱ سعدی شیرازیبازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.
- غزل شمارهٔ ۲۱ سعدی شیرازیهمه سلامت نفس آرزو کند مردمخلاف من که به جان میخرم بلایی را
