قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که او نظر مهر در زمانه کند

چنان سزد که همه کار عاقلانه کند

۱

هر آنچه خاطر موری ازو بیازارد

اگرچه آب حیاتست از آن کرانه کند

۲

قناعتست و مروت نشان آزادی

نخست خانهٔ دل وقف این دوگانه کند

۳

چو نیک و بد به سر آید جهان همان بهتر

که زندگی همه بر طبع شادمانه کند

۴

زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه می‌دار

که شمع، هستی خود در سر زبانه کند

۵

درین سرای که اول ز آخرش عدمست

به خلق خوش طلب عمر جاودانه کند

۶

زمانه را چو شناسی که چیست عادت او

روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟

۷

به نقد خوش خور و خوش نوش و نام نیک اندوز

که عاقل از پی یک نوش صد بهانه کند

۸

مخور غمی که به فردا چگونه خواهد بود

که چرخ عمر تو ضایع برین ترانه کند

۹

اگرچه عالم خاکی نیرزد اندر راه

برای تیر نظر عاقلی نشانه کند

۱۰

ز گوشه‌ای به جهان ناکوتر تر نبود

که تا وظایف طاعات ازو دانه کند

۱۱

کسی که صحبت سعدی طلب کند در دهر

سعادت دو جهانی طلب چرا نه کند

۱۲

اگرچه کار عمارت طریق دانش نیست

علی الخصوص کسی کاندرین زمانه کند

۱۳

بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور

کسی که از پی مسکن اساس خانه کند

۱۴

که گرچه مرغ توکل کند به دانه و آب

به دست خود ز برای خود آشیانه کند

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـانه۱۴ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. بیازاردکند
  3. آزادیکند
  4. بهترکند
  5. می‌دارکند
  6. عدمستکند
  7. اوکند
  8. اندوزکند
  9. بودکند
  10. راهکند
  11. نبودکند
  12. دهرکند
  13. نیستکند
  14. معذورکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۶۱ شعر) قرار دارد.