احمدالله تعالی که به ارغام حسود
خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود
۱مطرب از مشغلهٔ کوس بشارت چه زند
زهره بایستی امروز که بنوازد عود
۲صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید
که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود
۳سمع الدهر بتیسیر بلوغ الامال
سنح الدور بتبشیر حصول المقصود
۴رحمت بار خدایی که لطیفست و کریم
کرم بندهنوازی که رحیمست و ودود
۵گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را
نتواند که همه عمر برآید ز سجود
۶خبر آورد مبشر که ز بطنان عراق
وفد منصور همی آید و رفد مرفود
۷پارس را نعمتی از غیب فرستاد خدای
پارسایان را ظلی به سر آمد ممدود
۸شمس دین، سایهٔ اسلام، جمال الافاق
صدر دیوان و سر خیل و سپهدار جنود
۹صاحب عالم عادل حسنالخلق حسین
آنکه در عرصهٔ گیتیست نظیرش مفقود
۱۰به جوانمردی و درویش نوازی، مشهور
به توانگردلی و نیک نهادی، مشهود
۱۱هیچ خواهنده نماند از کف خیرش محروم
هیچ درمنده نرفت از در فضلش مردود
۱۲شرط عقلست که حاجت بر هر کس نبرند
که نه از هر دل و دستی کرم آید به وجود
۱۳سفله گو روی مگردان که اگر قارونست
کس ازو چشم ندارد کرم نامعهود
۱۴نیکبختان بخورند و غم دنیا نخورند
که نه بر عوج و عنق ماند و نه بر عاد و ثمود
۱۵هر که بر خود نشناسد کرم بارخدای
دولتش دیر نماند که کفورست و کنود
۱۶نام نیکو طلب و عاقبت نیک اندیش
این دو بنیاد همی ماند و دیگر مهدود
۱۷دوست دارم که همه عمر نصیحت گویم
یا ملامت کنم و نشنود الا مسعود
۱۸همه گویند و سخن گفتن سعدی دگرست
همه دانند مزامیر نه همچون داود
۱۹بد نباشد سخن من که تو نیکش گویی
زر که ناقد بپسندد سره باشد منقود
۲۰ور حسود از سر بیمغز، حدیثی گوید
طهر مریم چه تفاوت کند از خبث یهود؟
۲۱چارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
چشم حاسد که نخواهد که ببیند محسود
۲۲ای که در وصف نیاید کرم اخلاقت
ور بگویند وجوهش نتوان گفت و حدود
۲۳حسرت مادر گیتی همه وقت این بودست
که بزاید چو تو فرزند مبارک مولود
۲۴من چه گویم که گر اوصاف جمیلت شمرند
خلق آفاق بماند طرفی نامعدود
۲۵همه آن باد که در بند رضای تو روند
اهل اسلام و تو در بند رضای معبود
۲۶صدر دیوان ممالک به تو آراسته باد
خاصه این محترمان را که قیامند و قعود
۲۷نیکخواهان تو را خاتمت نیکو باد
بدسگالان تو را عاقبت نامحمود
۲۸بر روان پدر و مادر اسلاف تو باد
مدد رحمت ایزد، عدد رمل زرود
۲۹