جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۱۶ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ جلال الدین محمد مولویدلم افتان و خیزان دوش آمدکه می مستی او اظهار دارد
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ جلال الدین محمد مولویبر او مسخره آمد دل و جانگه از صله گه از سیلیش رندد
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ جلال الدین محمد مولویچو دیو آمد به پیشش خاک بوسیداز آتش با ملایک همپری شد
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ جلال الدین محمد مولوینزدیک آمد که دیده بخشیمآن را که به ما نظر ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ جلال الدین محمد مولویعقل باتدبیر آمد در میان جوش مادر چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ جلال الدین محمد مولویور یکی زنبیل کم شد از همه بغداد چیستور یکی دانه برون آمد ز انباری چه شد
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ جلال الدین محمد مولویقند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کندهین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ جلال الدین محمد مولویساقیی با رطل آمد مر مرا از کار بردتا ز مستی من ندانستم که رشک حور بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ جلال الدین محمد مولویدر دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفاتمر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ جلال الدین محمد مولویآب و آتش خوشتر آمد رنج و راحت داد اوستزین سببها ساخت تا بر دیدهها چادر کشد
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویهمه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمدغم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ جلال الدین محمد مولویصنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدبگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمد
