دلم امروز خوی یار دارد
هوای روی چون گلنار دارد
۱که طاووس آن طرف پر میفشاند
که بلبل آن طرف تکرار دارد
۲صدای نای آن جا نکته گوید
نوای چنگ بس اسرار دارد
۳بگه برخیز فردا سوی او رو
که او عاشق چو من بسیار دارد
۴چو بگشاید رخان تو دل نگهدار
که بس آتش در آن رخسار دارد
۵ولیکن عقل کو آن لحظه دل را
که دلها را لبش خمار دارد
۶ز ما کاری مجو چون دادهای می
که می مر مرد را بیکار دارد
۷دلم افتان و خیزان دوش آمد
که می مستی او اظهار دارد
۸دویدم پیش و گفتم باده خوردی
نمیترسی که عقل انکار دارد
۹چو بو کردم دهانش را بدیدم
که بوی آن پری دیدار دارد
۱۰خداوندی شمس الدین تبریز
که بوی خالق جبار دارد
۱۱ز بو تا بوی فرقی بس عظیمست
و او بیحد و بیمقدار دارد
۱۲