بگو دل را که گرد غم نگردد
ازیرا غم به خوردن کم نگردد
۱نبات آب و گل جمله غم آمد
که سور او به جز ماتم نگردد
۲مگرد ای مرغ دل پیرامن غم
که در غم پر و پا محکم نگردد
۳دل اندر بیغمی پری بیابد
که دیگر گرد این عالم نگردد
۴دلا این تن عدو کهنه تست
عدو کهنه خال و عم نگردد
۵دلا سر سخت کن کم کن ملولی
ملول اسرار را محرم نگردد
۶چو ماهی باش در دریای معنی
که جز با آب خوش همدم نگردد
۷ملالی نیست ماهی را ز دریا
که بیدریا خود او خرم نگردد
۸یکی دریاست در عالم نهانی
که در وی جز بنی آدم نگردد
۹ز حیوان تا که مردم وانبرد
درون آب حیوان هم نگردد
۱۰خموش از حرف زیرا مرد معنی
بگرد حرف لا و لم نگردد
۱۱