جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۲۹۵ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ جلال الدین محمد مولویبر درگه او است دل چو مسماربردوخته خویش بر ستانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویاین صدفهای دل ما با چنین درد فراقبا گهرهای صفای باوفا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ جلال الدین محمد مولویخامش که تو زین رستهای زین دامها برجستهایجان و دل اندربستهای در دلبری فتانهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویدر صورت آب خوشی، ماهی چو برج آتشیدر سینهی دلبر، دلی، چون مرمری، چون خارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ جلال الدین محمد مولویجانها بجستندت بسی بویی نبرد از تو کسیآیس شدند و خسته دل خود ناگهان آمیختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ جلال الدین محمد مولویآخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتیای ماه رو تشریف ده مر آسمان را ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ جلال الدین محمد مولویکمان را چون بجنباند بلرزد آسمان را دلفروافتد ز بیم او مه و زهره ز بالایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ جلال الدین محمد مولویمرا در دل یکی دلبر همیگوید خمش بهترکه بس جانهای نازک را کند این گفت سودایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ جلال الدین محمد مولویقرابه دل ز اشکستن شدی ایمن اگر از لطفشراب وصل آن شه را دمی در وی درنگستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ جلال الدین محمد مولویوگر آن ناطق کلی زبان نطق بگشادیتن مرده شدی گویا دل الکن بخندیدی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویبرآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاریکبوترهای دلها را توی شاهین اشکاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ جلال الدین محمد مولویبدرد زهره جانت اگر ناگاه بینی توکه از اصحاب کهف دل چگونه دور و اغیاری
