جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۶۸ نتیجه برای «دید» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱۳ از ۶۴
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیعبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند در حرمِ کعبه روی بر حَصْبا نهاده، همیگفت: ای خداوند! ببخشای! وگر هرآینه مستوجب عقوبتم؛ در روزِ قیامتم نابینا برانگیز تا در رویِ نیکانْ شرمسار نشوم.
- شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیبه دیدن از تو قناعت نمیتوانمکردحکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیچه خوش گفت زالی به فرزند خویشچو دیدش پلنگافکن و پیلتن
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیگفتم: دریغ آمدم که دیدهٔ قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم.
- شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیهر که گوید کلاغ چون باز استنشنوندش که دیدهها باز است
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیاعرابیی را دیدم که پسر را همیگفت یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ یومَ القیامةِ ماذا اکتَسَبتَ و لا یُقالُ بمن انتسبتَ. یعنی تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست.
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدرویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیظالمی را خفته دیدم نیمروزگفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه
- حکایتِ شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیحاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگهمّتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیپارسایی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ دارو بِه نمیشد.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیهم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفهای برسیدند و درمها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیآن که چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز
