جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۷ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۶۵ - پس از حج چهارم ناصرخسرو قبادیانی… ت. روز دهم به منی باشند و سنگ بیندازند و شرح آن در مناسک حج گفته اند. دوازدهم ماه هرکس که عزم بازگشتن داشته باشد هم از آن جا بازگردد و هر که به مکه خواهد بود به مکه رود.
- بخش ۹۳ - لردگان و لنجان ناصرخسرو قبادیانی… م دیدیم که از دست راست ما از سوراخ بیرون میآمد و از جایی بلند فرو میدوید و عوام میگفتند این آب به تابستان مدام میآید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ بندد، و به لوردغان رسیدیم که از ارجان تا آن جا چهل فرسنگ بود و این …
- بخش ۸ - بقال خرزویل ناصرخسرو قبادیانیدوازدهم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه (۴٣٨) از قزوین برفتم به راه بیل و قبان که روستاق قزوین است. و از آن جابه دهی که خرزویل خوانند.
- بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت ساله ناصرخسرو قبادیانیجوانمردی ما را به خانه خود مهمان کرد. چون در خانه ی وی در آمدیم عربی بدوی در آمد، نزدیک من آمد، شصت ساله بوده باشد، و گفت قران به من آموز. «قل اعوذ برب الناس» او را تلقین میکردم و او با من میخواند. چون من گفتم «من الجن …
- بخش ۳۸ - قاهره ناصرخسرو قبادیانی… ند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار میسازند و هر یک را دویست خروار بار میکنند و به مصر میبرند تا در دکان بقال میرود که اگر نه چنین بودی آزوقه آن شهر به پشت ستور نشایستی داشتن با آن مشغله که آن جاست. و م …
- بخش ۴ - عزم نیشابور و کسوف ناصرخسرو قبادیانیو بنای مدرسهای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان، و آن را عمارت میکردند، و او خود به ولایتگیری به اصفهان رفته بود بار اول و دویم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم در صحبت خواجه موفق، که خواجهٔ سلطان بود.
- بخش ۹ - شاهرود، سپیدرود و دریای آبسکون ناصرخسرو قبادیانی… از این دیه بگذرد به رودی دیگر پیوندد که آن را سپید رود گویند و چون هردو رود به هم پیوندند به دره ای فرود رود که سوی مشرقست از کوه گیلان و آن آب به گیلان میگذرد و به دریای آبسکون رود و گویند که هزار و چهارصد رودخانه در …
- بخش ۲۴ - صیدا ناصرخسرو قبادیانی… ری نیکو آراسته، چنانکه چون آن بدیدم گمان بردم که شهر را بیاراستهاند قدوم سلطان را، یا بشارتی رسیده است. چون پرسیدم گفتند رسم این شهر همیشه چنین باشد، و باغستان و اشجار آن چنان بود که گویی پادشاهی باغی ساخته است به هوس، …
- غزل شمارهٔ ۲ خاقانی شروانیدستخوشِ تو منم، دستِ جفا برگشایبر دلِ من بَرگُمار تیرِ جگردوز را
- شمارهٔ ۴ - در شکر خاقانی شروانیهمه کس ز آسمان کند قبلهپشت گرداند از رکوع دوتا
- غزل شمارهٔ ۵ خاقانی شروانیبرای آنکه ز غیر تو چشم بردوزمبه جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا
- غزل شمارهٔ ۹ خاقانی شروانیای پار دوست بوده و امسال آشناوی از سزا بریده و بگزیده ناسزا
