ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا
۱برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم
به جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا
۲ز بس که بر سر کوی تو اشک ریختهام
ز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا
۳فلک موافقت من کبود درپوشید
چو دید کز تو به هر لحظه شیونی است مرا
۴از آن زمان که ز تو لاف دوستی زدهام
به هر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا
۵هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دید
یقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا
۶به دام عشق تو درماندهام چو خاقانی
اگر نه، بام فلک خوش نشیمنی است مرا
۷