جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۰۳ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۰ - شمیران در ولایت دیلم ناصرخسرو قبادیانی… ردی اهل بود و با ما کرامتها کرد و کرمها نمود و با هم بحثها کردیم و دوستی افتاد میان ما. مرا گفت: چه عزم داری؟ گفتم: سفر قبله را نیت کردهام. گفت: حاجت من آنست که به هنگام مراجعت گذر بر اینجا کنی تا تو را باز ببینم.
- بخش ۲۹ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… مر عالم را ابتداء زمانی نیست، و لکن ابتداء فکری هست او را، و مبدع حق دور است از اندیشه و از صفت اندیشندگان هم کلی و هم جزئی، تعالی الله عما یقول الظالمون علوا کبیرا. ایزد تعالی مران مؤمن مخلص را بر حق نگاه دارد که این س …
- بخش ۹۲ - ارجان ناصرخسرو قبادیانی… این سخن شنیدم از بس که از مقام در آن شهر ملول شده بودم رقعهای نوشتم بدو و احوال خود اعلام نمودم و التماس کردم که مرا از این شهر به موضعی رساند که ایمن باشد. چون رقعه بفرستادم روز سیوم سی مرد پیاده دیدم همه با سلاح به نز …
- بخش ۱۸ - سروج، فرات، منبج، حلب ناصرخسرو قبادیانیشنبه دویم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه به سروج آمدیم، و دویم روز از فرات بگذشتیم و به منبج رسیدیم.
- بخش ۶۸ - اعراب بدوی و خوراک ایشان ناصرخسرو قبادیانی… ن ما سوسماری میدیدند میکشتند و میخوردند و هرکجا عرب بود شیر شتر میدوشیدند من نه سوسمار توانستم خورد نه شیر شتر و در راه هر جا درختی بود که باری داشت مقداری که دانه ماشی باشد از آن چند دانه حاصل میکردم و بدان قناعت م …
- بخش ۶۶ - لحسا و طائف ناصرخسرو قبادیانی… را بئرالحسین بن سلامه میگفتند و هوای سرد بود و راه سوی مشرق میشد. و دوشنبه بیست و دوم ذی الحجه به طایف رسیدیم که از مکه تا آن جا دوازده فرسنگ باشد.
- بخش ۹۷ - پس از طبس ناصرخسرو قبادیانینهم ربیع الاول از رقه برفتیم و دوازدهم ماه به شهر تون رسیدیم. میان رقه و تون بیست فرسنگ است، شهر تون شهر بزرگ بوده است اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرایی نهاده است و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی با …
- بخش ۱۰۲ - صف هشتادم ناصرخسرو قبادیانی… ت بباید گذاشتن تا بدین درجت رسند . و چون نبات و حیوان از نعیم آن جهان دور است ، نعیم این جهانی را ایزد تعالی اندر طبایع بحد قوت نهاده است تا برزوگار به فعل همی آید و بهر نوعی از حیوان از آنچ ایشان را شایسته همی رسد ، تا …
- بخش ۸۴ - ادامهٔ حکایت گرمابه و گرمابهبان ناصرخسرو قبادیانی… پلاس پارهها در پشت بسته بودیم» آن مرد خجل شد و عذرها خواست و این هردو حال در مدت بیست روز بود و این فصل بدان آوردم تا مردم بدانند که به شدتی که از روزگار پیش آید نباید نالید و از فضل و رحمت آفریدگار جلّ جلاله و عمّ نو …
- شمارهٔ ۲ - مطلع دوم خاقانی شروانیدر همه شروان مرا حاصل نیامد نیمدوستدوست خود ناممکن است ای کاش بودی آشنا
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدین خاقانی شروانیدوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمانسیمابوار زین سوی چاه زمین گریخت
- شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلع خاقانی شروانیزآنکه شه مشرق است نوح زمانهدولت او سام اسمان خطر آورد
