آن مه نو بین که آفتاب برآورد
غنچهٔ گل بین که نوبهار درآورد
۱از افق صلب شاه بین که مه نو
آمد و عید جلال بر اثر آورد
۲ماه نو از فلک به منزل نه ماه
شاه زمین را به نورهان ظفر آورد
۳در طبق آفتاب چون مه نو دید
صبح دم از اختران نثار زر آورد
۴زآنکه ملک بوالمظفر آدم ثانی است
قدرت او شیث مشتری نظر آورد
۵زآنکه شه مشرق است نوح زمانه
دولت او سام اسمان خطر آورد
۶بخت که سیارهٔ سعادت شاه است
یوسف تازه نگر که از سفر آورد
۷جوهر اسفندیار وقت به گیتی
بهمن کسری فش و قباد فر آورد
۸عنصر نوشین روان عهد به عالم
هرمز دولت طراز تاجور آورد
۹شاه محمد جلالت است و به تایید
چرخ ز صلبش محمدی دگر آورد
۱۰جان فریبرز ازین شرف طرب افزود
ذات منوچهر ازین خبر بطر آورد
۱۱کوه جلالت چو داد گوهر دریا
گوهر آن کوه بیشتر گهر آورد
۱۲بحر سعادت چو داد عنبر سارا
عنبر آن بحر شادیی به سر آورد
۱۳زهره همه تن زبان نمود چو خورشید
مژدهٔ دولت به شاه دادگر آورد
۱۴شاه سلیمان نگین به مژده نگین داد
یعنی بلقیس مملکت پسر آورد
۱۵وارث جم اخستان که چرخ به رزمش
چون صف مور از ملائکه حشر آورد
۱۶در کمر عمر شاه دست بقا داد
کایزد از اجرام دست آن کمر آورد
۱۷آیت تایید باد کز پی مدحش
خاطر خاقانی آیت هنر آورد
۱۸ز آن فلکی کو بنات نعش همی زاد
سعد سعودش سماک نیزه درآورد
۱۹شاه جهان ابر ذات و بحر صفات است
ز آن صدف ملک ازو چنین گهر آورد
۲۰