قصاید

شمارهٔ ۴۴ - دربارهٔ بیماری خود خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

عارضهٔ تازه بین که رخ به من آورد

درد کهن بارگیر خویشتن آورد

۱

تب زده لرزم چو آفتاب همه شب

دور فلک بین که بر سرم چه فن آورد

۲

تفته چو شمعم زبان سیاه چو شمعی

کز تف گریه گذار در لگن آورد

۳

شمع نه دندانه گردد از شکن آخر

در تنم آسیب تب همان شکن آورد

۴

برحذرم ز آتش اجل که بسوزد

کشت حیاتی که خوشه در دهن آورد

۵

طعنهٔ بیمار پرس صعب‌تر از تب

کاین عرض از گنجه نیست از وطن آورد

۶

آتش تب در زمین گنجه همه شب

در دم من آه آسمان شکن آورد

۷

صدمهٔ آهم شنید مؤذن شب گفت

زلزلهٔ گنجه باز تاختن آورد

۸

چرخ بدی می‌کند سزای حزن اوست

بخت چرا بر من این همه حزن آورد

۹

ظلم نگر، تیغ راست عادت خون ریز

آبله بین کان نکال بر سفن آورد

۱۰

در دل خاقانی ارچه آتش تب خاست

آب حیاتش نگر که در سخن آورد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آوردقافیه: ـن۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آوردآورد
  2. شبآورد
  3. شمعیآورد
  4. آخرآورد
  5. بسوزدآورد
  6. تبآورد
  7. شبآورد
  8. گفتآورد
  9. اوستآورد
  10. ریزآورد
  11. خاستآورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.