قطعات

شمارهٔ ۴۶ - در عزلت خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است

فارغم از دولتی که نعمت و ناز است

۱

خون ز رگ آرزو براندم و زین روی

رفت ز من آن تبی کز آتش آز است

۲

بر قد همت قبای عزله بریدم

گرچه به بالای روزگار دراز است

۳

تا کی جوئی طراز آستی من

نیست مرا آستین چه جای طراز است

۴

دور فلک را به گرد من نرسد وهم

گرچه مهندس نهاد و شعوذه باز است

۵

من به صفت کدخدای حجرهٔ رازم

شکل فلک چیست حلقهٔ در راز است

۶

دهر نه جای من است بگذرم از وی

مسکن زاغان نه آشیانهٔ باز است

۷

از تک و تازم ندامت است که آخر

نیستی است آنچه حاصل تک و تاز است

۸

آقچهٔ زر گر هزار سال بماند

عاقبتش جای هم دهانه گاز است

۹

خواه ظلم پاش خواه نور گزین پس

دیدهٔ خاقانی از زمانه فراز است

۱۰

کار من آن به که این و آن نه طرازند

کانکه مرا آفرید کار طراز است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـاز۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رویاست
  3. بریدماست
  4. مناست
  5. وهماست
  6. رازماست
  7. ویاست
  8. آخراست
  9. بمانداست
  10. پساست
  11. طرازنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.