هم چنین فرد باش خاقانی
کآفتاب این چنین دل افروز است
۱چه کنی غمزهٔ کمانکش یار
که به تیر جفا جگر دوز است
۲یار، مویت سپید دید گریخت
که به دزدی دل نوآموز است
۳آری از صبح دزد بگریزد
کز پی جان سلامت اندوز است
۴بر سرت جای جای موی سپید
نه ز غدرسپهر کینتوز است
۵سایبان است بر تو بخت سپید
آن سپیدی بخت دلسوز است
۶گرچه مویت سپید شد بیوقت
سال عمرت هنور نوروز است
۷تنگ دل چون شوی ز موی سپید
که در افزای عمرت امروز است
۸شب کوته که صبح زود دمد
نه نشان از درازی روز است
۹تو جهان خور چو نوح مشکن از آنک
سام بر خیل حام پیروز است
۱۰طعن نادان نصیحت داناست
زدن یوزه عبرت یوز است
۱۱نام بردار شرق و غرب تویی
که حدیثت چو غیب مرموز است
۱۲