جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۲۱ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا جلال الدین محمد مولویماهیان از پیر آگه ما بعیدما شقی زین دولت و ایشان سعید
- بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامههای تو چون تر نیست جلال الدین محمد مولویکوری ایشان درون دوستانحق برویانید باغ و بوستان
- بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند جلال الدین محمد مولویسنگهاش اندر حدث جای تباهمیدمید از سنگها دود سیاه
- بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار جلال الدین محمد مولویعکسِ طمْعِ هر دوشان بر شیر زدشیر دانست آن طمعها را سند
- فصل سی و دوم - وَقَالَوْا تَجَنبّنَا وَلاتَقْرَبَنّا جلال الدین محمد مولوی… لَقَدْ جَلَّ خَطْبُ الشَّیْب اِنْ کَانَ کُلَمَّا بَدَتْ شَیْبَةٌ یَعْدُوْ مِنَ اللَّهْو مَرْکَبٌ پس جلالت پیری از جلالت حق افزون باشد که بهار، جلالت حق پیدا آید و خزان پیری بر آن غالب باشد و طبع خزانی خود را نهلد. پس ضع …
- من بعض معارفه افاض الله علینا انوار لطائفه جلال الدین محمد مولویالحمدلله المقدس عن الاضداد و الأشکال، المنزه عن الأندادو الأمثال، المتعالی عن الفناء و الزّوال، القدیم الذی لم یزل و لایزال، مقلب القلوب و مصرف الدهور و القضاء و محول الاحوال لایقال متی والی متی فاطلاق هذه العبارة علی ال …
- بخش ۵۳ - حکایت جلال الدین محمد مولویگفت دارم از درم نقره دویستنک ببسته سخت بر گوشهٔ ردیست
- بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن جلال الدین محمد مولویتو قیاس از چرخ دولابی بگیرگردشش از کیست از عقل مشیر
- بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس جلال الدین محمد مولویکه سلام ما به قاضی بر، کنونبازگو آزار ما زین مرد دون
- بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش جلال الدین محمد مولویاندر آ مادر که اقبال آمدستاندر آ مادر مَدِه دولت زِ دست
- بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب جلال الدین محمد مولویدور بود از شیر و آن شیر از نبردتا به نزدیک آمدن صبری نکرد
- بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا جلال الدین محمد مولویدلق خود میدوخت آن سلطان جانیک امیری آمد آنجا ناگهان
