جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۴۲ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۶ - ستایش سخن و حکمت و اندرز نظامی گنجویهست خشنود هر کس از دل خویشنکند کس عمارت گِل خویش
- بخش ۲۸ - دیده نوفل مجنون را در بادیه و بر وی ترحم کردن و وی را وعده دادن که لیلی را برای وی خواستگاری کند و ابا کردن پدر لیلی جامیمی ریخت ز خون دل ته پاشقطره ز مژه چو نقطه یاش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ ناصرخسرو قبادیانیقفل از دل بردار و قران رهبر خود کنتا راه شناسی و گشاده شودت در
- ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم وحشی بافقیزآن زخمه که بیحوصله از شحنه هراسدخنجر کن و زخمش به دل بیجگران زن
- بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست وحشی بافقیاگر خواهی بماند راز پنهانبه دل آن راز پنهان ساز چو جان
- جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی سعدی شیرازی… ن را به مُیَسَّر شود که مالِ مُزکَّا دارند و جامهٔ پاک و عِرضِ مصون و دلِ فارغ، و قُوَّت طاعت در لقمهٔ لطیف است و صِحَّت عبادت در کِسوَتِ نظیف، پیداست که از معدهٔ خالی چه قُوَّت آید وز دستِ تهی چه مُرُوَّت وز پای تشنه چه …
- فصل بیست و دوم - فرمود که جانب توقات میباید جلال الدین محمد مولویآمدیم اکنون، آدمیان در اندرونِ دل، از روی باطن، محبّ حقّند و طالب اویند و نیاز بدو دارند و چشمداشتِ هر چیزی ازو دارند و جز وی را بر خود قادر و متصرّف نمیدانند. این چنین معنی نه کفرست و نه ایمان و آن را در باطن نامی ن …
- بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن جلال الدین محمد مولوینار ضد نور باشد روز عدلکان ز قهر انگیخته شد این ز فضل
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیاز اندیشهٔ بد بپرداز دلبرافراز تاج و برافروز دل
- شمارهٔ ۱ - مثنوی رزمیه (کذا) (قندهارنامه) صائبز عدل آنچنان زد صلای امانکه دربسته شد خانه های کمان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ عطار نیشابوریز سنگ لاله از آن میدمد که خونین شدز بیم خار سر رمح تو دل خارا
- بخش ۹۱ - ذکر شیخ ابوعثمان مغربی رحمةالله علیه عطار نیشابوری… دا و مجاوران خانه وی بود مبارکتر بود قصد مکه کرد مشایخ را از آمدن او بدل آگاهی بود باستقبال او بیرون شدند او را یافتند بصورت مبدل شده و به حالی گشته که جز رمق خلق چیزی نمانده گفتند یا اباعثمان بیست سال بدین صفت زیستی که …
