جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۶۱۲ از ۱٬۶۳۸
- دهم جلال الدین محمد مولویسخت خوشی، چشم بدت دور بادای خنک آن چشم که روی تو دید
- بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش جلال الدین محمد مولویمؤمنان در حشر گویند ای ملکنی که دوزخ بود راه مشترک
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویگوید که: « چون بدیت دران غربت دراز »گویند : « آنچنان که بود درد بیدوا
- فصل بیست و هشتم - قال الجراّح المسیحی شرب عندی طایفةٌ جلال الدین محمد مولوی… لیکن نکتم و ننکر قاصداً محافظةً للملة. قال مولانا رضی اللهّ عنه کذب عدواّللهّ و حاشاللهّ هذا کلام من سکر من نبیذ الشیطان الضّال الذلّیل المذلّ المطرود من جناب الحق و کیف یجوزان یکون شخص ضعیفُ یهربُ من مکر الیهود من بقعة …
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویهر زمان میگفت او نفرین نواوش میزد کاندرین صحرا بدو
- اول جلال الدین محمد مولویبا عاشقانم جفت من امشب نخواهم خفت منخواهم دعا کردن ترا ای دوست تا وقت دعا
- بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ جلال الدین محمد مولویپس بگفتندش مبارک مال رفتچیست اندر باطنت این دود نفت
- فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولوی… مهرها و محبتها و شفقتها که خلق دارند بر انواع چیزها به پدر و مادر و دوستان و آسمانها و زمینها و باغها و ایوانها و علمها و عملها و طعامها و شرابها؛ همه آرزوی حق دارند و آن چیزها جمله نقابهاست. چون ازین عالم بگذ …
- هفدهم جلال الدین محمد مولویجادوی کردند چشم خلق راتا که بالا را ندانند از سفول
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیبدو گفت کای بد تن بیبهاببین این دم آهنج نر اژدها
- بخش ۲۰ ابوالقاسم فردوسیکنون بر برادر بباید گریستندانم مرا دشمن و دوست کیست
- بخش ۳۱ ابوالقاسم فردوسیتو دانی که از خون فرشیدورددلم گشت پر درد و رخساره زرد
