جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۵۴ از ۲٬۲۵۰
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ جلال الدین محمد مولویاز عشق سنگ خارا بر آهنی زدهبرقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ جلال الدین محمد مولویحیوان و گاوی را اگر مردم کنی نبود عجبسرگین گاوی را چو تو در بحر عنبر ساختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ جلال الدین محمد مولویمن میشنیدم نام دل ای جان و دل از تو خجلای مانده اندر آب و گل از عشق دلدل چون خری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ جلال الدین محمد مولویای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنیتا بوک رو این سو کنی باشد که با ما خو کنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ جلال الدین محمد مولویگر همچو روغن سوزدت خود روشنی گردی همهسرخیل عشرتها شوی گرچه ز غم چون مو شوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ جلال الدین محمد مولویگر ضعف و سستی نیستی در دیده خفاش تنبر جای یک خورشید صد خورشید جان افزاستی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ جلال الدین محمد مولویشاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تویاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ جلال الدین محمد مولویهر نیکوی که تن کند از لطف داد جان بودمن هر سخا که کردهام بود آن سخای آشتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ جلال الدین محمد مولوینادره طوطی که توی کان شکر باطن تونادره بلبل که توی گلشنی و لعل خدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ جلال الدین محمد مولویبرگذری درنگری جز دل خوبان نبریسر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۵ جلال الدین محمد مولویآمدهای که راز من بر همگان بیان کنیو آن شه بینشانه را جلوه دهی نشان کنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۶ جلال الدین محمد مولویخیز دلا کشان کشان رو سوی بزم بینشانعشق سوارهات کند گرچه چنین پیادهای
