جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱۸۰ از ۲٬۲۵۰
- شمارهٔ ۲۰۶ - این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گوید خاقانی شروانیمن کجایم؟ خبرم نیست که مست خطرمگر شما نیز نه مستید کجائید همه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - قصیده وحشی بافقیچه در گوش گل گفت باد خزانیکه انداخت از سر، کلاهِ کیانی؟
- نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن وحشی بافقیچنین از یاری کلک جوانبختنشیند شاه بیت فکر بر تخت
- بخش ۳۲ - عرض حال مصنف بحضور رحمة للعالمین اقبال لاهوریذره دامن گیر مهر و ماه شدیعنی از نیروی خویش آگاه شد
- بخش ۱۴ - در حضور رسالت مآب شب سه اپریل م که در دارالاقبال بهوپال بودم سید احمد خانرا در خواب دیدم فرمودند که از علالت خویش در حضور رسالت مآب عرض کن اقبال لاهورینی خدا ها ساختیم از گاو و خرنی حضور کاهنان افکنده سر
- بخش ۱۳ - پس چه باید کرد ای اقوام شرق اقبال لاهورییورپ از شمشیر خود بسمل فتادزیر گردون رسم لادینی نهاد
- بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی جلال الدین محمد مولویگفت ای یاران از آن دیوان نیمکه ز لا حولی ضعیف آید پیم
- بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره جلال الدین محمد مولویزهره نی تا لب گشایند از ضمیرزانک رازی با خطر بود و خطیر
- بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس ویاند و نعرهزنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ جلال الدین محمد مولویخیز شیران خدا بین گورگیرتو چو سگ چونی بزرقی کورگیر
- شانزدهم جلال الدین محمد مولویروان شو تا که جان گوید: روانت شاد باد و خوشمیان آب حیوانی که باشد خضر را منهل
- بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی جلال الدین محمد مولویتا به گاه مرگ حصنی باشدشکه نیابد خصم راه مقصدش
- بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم جلال الدین محمد مولویکانچ میگوید رسول مستنیرمر مرا هست آن حقیقت در ضمیر
