جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۹۰ از ۴۲۱
- بخش ۷۱ - تعزیت گفتن حکیم چهارم جامیبدین دایره هر که پا در نهدچو دورش به آخر رسد سر نهد
- بخش ۱۹ جامیای برادر از تو بهتر هیچ کس نشناسدتزانچه هستی یکسر مو خویش را افزون منه
- بخش ۴۹ - حکایت درازدستی که دست وی به بریدن از قلم وزارت کوتاه نشد جامیدست وزارت به وی آراستیجان حسود از حسدش کاستی
- بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند جامیعشق عاشق چو سر کشد به کمالشود از غیر عشق فارغ بال
- بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری جامیگر به آتش نکنی غور رسیبه کسی کی رسد از هیچ کسی
- بخش ۳۷ - حکایت آن بد سرشت که به صاحب عباد نامه نوشت که فلان مالدار مرده است و از وی مال خطیر مانده و بجز یک طفل صغیر وارثی ندارد و جواب نوشتن صاحب عباد به وی جامیشاید او نیز کاسه ای لیسدیا بر این دوک رشته ای ریسد
- بخش ۲۳ جامیکه گر هزار فضیلت رسد ز مردانشقدم برون ننهد از حدود نامردی
- بخش ۴۲ جامیکنیزکی صاحب جمال می گذشت شخصی در عقب وی ایستاد .کنیزک گفت: آنچه خواجه من با من می کند می خواهی؟ گفت: بلی! گفت: بنشین که خواجه من از عقب می رسد با تو آن کند که با من می کند!
- بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سوم جامیرسد بانگ ازین طارم زرنگارکه سخت است داغ جدایی ز یار
- بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعت جامیبینشش ده که تو را بشناسدنعمتت را ز بلا بشناسد
- بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد جامیآدمی ز اصل فطرت آمد صافاز صفا قابل همه اوصاف
- بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر جامیخواست چندان زر تمام عیارکه مثاقیل آن رسد به هزار
