جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۰۰۳ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۵ - در فضیلت مطلق سخن که در فضیلت وی سخن مطلقا نیست جامیزان نفس اول قلم سرزدهسر ز نیستان عدم بر زده
- بخش ۱۱ - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید جامیپیش سلطان عاقبت محمودکه شه تختگاه غزنین بود
- بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین ندارد جامیکی توانی شناخت قیمت مردتا ندانی که چیست همت مرد
- بخش ۱۰۳ - عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختن جامیدر دلت صد گره از نادانیستشاهد آب گره پیشانیست
- بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن جامیگر نیی همچو الف بند به هیچاز سبق یافتگان پای مپیچ
- بخش ۸۵ - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست جامیآیتش غایت امانی کونوقف بر وی همه معانی عون
- بخش ۶ - در مدحت سایه خدا که سایه بودن وی مر آن حضرت را چون آفتاب بر همه ذرات عالم روشن است لازال ممدودا علی مفارق العالمین جامیفلک چون ببیند کمانش ز بیمبه قربانیش آورد سبز ا دیم
- بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند جامیباش با دفتر اشعار جلیسانه خیر جلیس و انیس
- بخش ۳۵ - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود جامیگفت فردا به این قیام کنممنزل نیکشان مقام کنم
- بخش ۵۰ - مقاله پانزدهم در تنبیه آنان که صبح شیب از شب شباب ایشان دمیده است و در آن صبحگاهی نسیم آگاهی به مشام ایشان نرسیده جامیجز پی آن نیست که کاری کنیدر ره مقصود شکاری کنی
- بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند جامیآن که شرع خدای ازوست تباهنیست گویا ز سر شرع آگاه
- بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد جامیاز کرم نیست مدخلی کردنخوان نهادن تمام خود خوردن
