جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۰۹۹ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف نظامی گنجویزانسوی عالم که دگر راه نیستجز من و تو هیچکس آگاه نیست
- بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبر نظامی گنجویشبی رخ تافته زین دیر فانیبه خلوت در سرای ام هانی
- بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را نظامی گنجویچون کرد ز روی مهربانیبا او ز تلطف آنچه دانی
- شمارهٔ ۵ - قصیده اخری جامیحسن معنی که نهان بود پس پرده غیببه ظهور آمده در وی به لباس صور است
- شمارهٔ ۶ جامیکردند روشنان فلک را کبود پوشیعنی که این سراچه ارباب ماتم است
- شمارهٔ ۲۴ جامیبه دل گر دهی جای هر کشوری رانیابی چنین جای در هیچ کشور
- بخش ۳ جامیروزی اصمعی بر مایده هارون حاضر بود، ذکر پالوده کردند، اصمعی گفت: بسیاری از اعراب باشند که هرگز پالوده را ندیده باشند و نام او نشنیده.
- بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه جامیشامیی کرد از هشام سؤالکیست این با چنین جمال و جلال
- بخش ۹ - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمند جامیقاصدی از کشور نورانیانپاک ز آلایش ظلمانیان
- بخش ۴۹ - تضرع نمودن زلیخا پیش دایه و التماس حیله ای که سبب مواصلت یوسف گردد علیه السلام کردن جامیز مهر تو که از مادر ندیدمبدین پایه که می بینی رسیدم
- بخش ۵۴ - کشیدن سرهنگان یوسف را علیه السلام به جانب زندان و گواهی دادن طفل شیرخواره به پاکی وی و گذاشتن وی جامیکه ای دانا به اسرار نهانیتو را باشد مسلم راز دانی
- بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانه جامیجز خموشی جواب دیگر نیستجز ندانم سخن میسر نیست
