جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۲۹۳ از ۶۱۱
- شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیخاصه که خضرم در عرب از آب زمزم شسته لبمن گرد کعبه چند شب، شب زنده عذرا داشته
- شمارهٔ ۲۰۰ - در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستانبن منوچهر خاقانی شروانیکرده در آن خرم فضا صید گوزنان چند جاشاخ گوزن اندر هوا اینک نگونسار آمده
- شمارهٔ ۲۰۸ - در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملکشاه خاقانی شروانیقبله مساز ز آینه هر چند مر تو راصورت هر آینه بنماید هر آینه
- شمارهٔ ۲۱۸ - در حکمت و قناعت و عزلت خاقانی شروانینهم چار بالش در ایوان عزلتزنم چند نوبت چو میر مُطاعی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در ستاش میرمیران وحشی بافقیتا ببیند که بر سپهر نهمچند هندوی همچو کیوان است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیدارم دو سه حرف واجب العرضهر چند نه جای این بیان است
- در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی وحشی بافقیشکایت چند از گردون کند کسچنین افتاده گردون چون کند کس
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیکه چند از رنج بیحاصل کشیدنز جام عشق خون دل چشیدن
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیفتادی در پی گمگشتهای چندسرا پا در گناه آغشتهای چند
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیکه روزی چند از این حالت چو بگذشتکه سوی شهر منظور آمد از دشت
- بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداری وحشی بافقیسپهرا کینه جویی با منت چندبه این آیین زبون کش بودنت چند
- ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال وحشی بافقیبه خود زد رأی در تغییر فرزندکه گر بگذارمش در خانه یک چند
