جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۹۹ از ۵۱۰
- دوم جلال الدین محمد مولویاز درد به صاف آییم وز صاف به قاف آییمکز قاف صیام ای جان عصفور شود عنقا
- بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین جلال الدین محمد مولویهم از آن سو جو که وقت درد تومیشوی در ذکر یا ربی دوتو
- چهل و یکم جلال الدین محمد مولوینه به اختیار باشد غم عشق خوبرویانکی رود به اختیاری سوی درد بیدوایی؟!
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویگوید که: « چون بدیت دران غربت دراز »گویند : « آنچنان که بود درد بیدوا
- بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا جلال الدین محمد مولویتا بر آن امت ز حکم مرگ و دردناقةالله و سقیاها چه کرد
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویفاتحه خواند و بسی لا حول کردفاتحهش در سینه میافزود درد
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویسیب پوسیده بسی بد ریختهگفت ازین خور ای بهدرد آویخته
- اول جلال الدین محمد مولویگه جام هش را میبرد پردهٔ حیا برمیدردگه روح را گوید خرد: چون سوی هجران میروی
- هفدهم جلال الدین محمد مولویدامن او گیر یعنی درد اورویدت از درد او صد پر و بال
- بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة جلال الدین محمد مولویبا خلیل آتش گل و ریحان و وردباز بر نمرودیان مرگست و درد
- بخش ۲۵ ابوالقاسم فردوسیکنون او نشستست با سوک و دردشده روز روشن برو لاژورد
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیشنیدی که با شاه نوذر چه کرددل دام و دد شد پر از داغ و درد
