جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۸۹۰ نتیجه برای «بد» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۳ از ۲۴۱
- فصل شصت و نهم - فرمود این که میگویند در نفس آدمی شرّی هست جلال الدین محمد مولوی… دمی شرّی هست که در حیوانات و سِباع نیست» نه از آن روست که آدمی ازیشان بدترست، از آن روست که آن خوی بد و شر نفس و شومیهایی که در آدم است برحسب گوهر خفی است که دروست که این اخلاق و شومیها و شرّ، حجاب آن گوهر شده است. چند …
- بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را جلال الدین محمد مولویگفت هر مردی که باشد بد گماننشنود او راست را با صد نشان
- بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت جلال الدین محمد مولویچند روزی هم بر آن بد بعد از آنشد پشیمان او از آن جرم گران
- بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد جلال الدین محمد مولویواعظی بد بس گزیده در بیانزیر منبر جمع مردان و زنان
- بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویانبیا گفتند فال زشت و بداز میان جانتان دارد مدد
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویهمچو شه نادان و غافل بد وزیرپنجه میزد با قدیم ناگزیر
- بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند جلال الدین محمد مولویزاهدی بُد در میان بادیهدر عبادت غرق چون عبادیه
- بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن جلال الدین محمد مولویهین بیا بلقیس ورنه بد شودلشکرت خصمت شود مرتد شود
- بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ جلال الدین محمد مولویکان جوان در جست و جو بد هفت سالاز خیال وصل گشته چون خیال
- بخش ۱۴۳ - حکایت آن مؤذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد جلال الدین محمد مولوییک مؤذن داشت بس آواز بددر میان کافرستان بانگ زد
- بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود جلال الدین محمد مولویکافِرَک را هیکلی بد یادگاریاوه دید آن را و گشت او بیقرار
- بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا جلال الدین محمد مولویناقهٔ صالح بصورت بد شترپی بریدندش ز جهل آن قوم مر
