جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۳ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ جلال الدین محمد مولویهر روز که برخیزی رو پاک بشوییآن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ جلال الدین محمد مولویز عشق تو ز خان و مان بریدمبه درد عشق تو همخانه گشتم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ جلال الدین محمد مولویبر درد هزار آفرین بادباقی بر ما که یار دردیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ جلال الدین محمد مولویدردی درد خوشش را قدحمگرچه او ساقی مستان کندم
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸ جلال الدین محمد مولویای آنکه طبیب دردهای ماییاین درد ز حد رفت چه میفرمایی
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ جلال الدین محمد مولویبه گوشهای بروم گوش آن قدح گیرمکه عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ جلال الدین محمد مولویای بر سر هر پشته از درد تو صد کشتهتو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶ جلال الدین محمد مولویرقص آن نبود که هر زمان برخیزیبیدرد چو گرد از میان برخیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱ جلال الدین محمد مولویگاه از غم او دست ز جان میشوئیگه قصهٔ آ، به درد دل میگوئی
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ جلال الدین محمد مولویای دوست عتاب را رها کنتدبیر دوای درد ما کن
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴ جلال الدین محمد مولویگفتا که چه درد میکند بنماییبردم دستش سوی دل سودایی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹ جلال الدین محمد مولویاز دست مَدِه دامن دَردی که تو راستکان دَرد به درمانْت رساند روزی
