غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۹۲۸ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای دوست عتاب را رها کنتدبیر دوای درد ما کن۱ای دوست جدا مشو تو از ماما را ز بلا و غم جدا کن۲اندیشه چو دزد در دل افتادمستم کن و دزد را فنا کن۳شادی ز میان غم برانگیزدر عالم بیوفا وفا کن۴