غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بازآمد آستین فشانان

آن دشمن جان و عقل و ایمان

۱

غارتگر صد هزار خانه

ویران کن صد هزار دکان

۲

شورنده صد هزار فتنه

حیرتگه صد هزار حیران

۳

آن دایه عقل و آفت عقل

آن مونس جان و دشمن جان

۴

او عقل سبک کجا رباید

عقلی خواهد چو عقل لقمان

۵

او جان خسیس کی پذیرد

جانی خواهد چو بحر عمان

۶

آمد که خراج ده بیاور

گفتم که چه ده دهی است ویران

۷

طوفان تو شهرها شکست است

یک ده چه زند میان طوفان

۸

گفتا ویران مقام گنج است

ویرانه ماست ای مسلمان

۹

ویرانه به ما ده و برون رو

تشنیع مزن مگو پریشان

۱۰

ویرانه ز توست چون تو رفتی

معمور شود به عدل سلطان

۱۱

حیلت مکن و مگو که رفتم

اندر پس در مباش پنهان

۱۲

چون مرده بساز خویشتن را

تا زنده شوی به روح انسان

۱۳

گفتی که تو در میان نباشی

آن گفت تو هست عین قرآن

۱۴

کاری که کنی تو در میان نی

آن کرده حق بود یقین دان

۱۵

باقی غزل به سر بگوییم

نتوان گفتن به پیش خامان

۱۶

خاموش که صد هزار فرق است

از گفت زبان و نور فرقان

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـان۱۶ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. فشانانایمان
  2. خانهدکان
  3. فتنهحیران
  4. عقلجان
  5. ربایدلقمان
  6. پذیردعمان
  7. بیاورویران
  8. استطوفان
  9. استمسلمان
  10. روپریشان
  11. رفتیسلطان
  12. رفتمپنهان
  13. راانسان
  14. نباشیقرآن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.