غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۹۲۶ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمال است و زر است مکسب تنکسب دل دوستی فزودن۱بستان بیدوست هست زندانزندان با دوست هست گلشن۲گر لذت دوستی نبودینی مرد شدی پدید نی زن۳خاری که به باغ دوست رویدخوشتر ز هزار سرو و سوسن۴بر هم دوزید عشق ما رابی منت ریسمان و سوزن۵گر خانه عالم است تاریکبگشاید عشق شصت روزن۶ور می ترسی ز تیر و شمشیرجوشن گر عشق ساخت جوشن۷هم عشق کمال خود بگویددم درکش و باش مرد الکن۸