جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۳۳ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۴۸ رودکی سمرقندییافتی چون که مال غره مشوچون تو بس دید و بیند این دیرند
- شمارهٔ ۱۲۸ رودکی سمرقندیآن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگداند که تو با شیر به شمشیر درآیی
- بخش ۵ رودکی سمرقندیشوی بگشاد آن فلرزش، خاک دیدکرد زن را بانگ و گفتش: ای پلید
- رباعی شمارهٔ ۱۳ عبید زاکانیگوئی نتوانم که ببینم بازش«تا کور شود هر آنکه نتواند دید»
- رباعی شمارهٔ ۱۶ عبید زاکانیبر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دیدمه خوبی روی خویش بر طاق نهاد
- غزل شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیدید آن چشم بلابین دمبهدمتا گریبان جامه در خون میکشید
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ عبید زاکانیماه چو روی تو دید گفت زهی نیکویسرو که قد تو دید گفت زهی راستی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ ناصرخسرو قبادیانیزی تیر نگه کرد پر خویش بر او دیدگفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ ناصرخسرو قبادیانیعیسی به رهی دید یکی کشته فتادهحیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
- رباعی شمارهٔ ۳۹ خاقانی شروانیپروانه چو دید کو ز دل پاک بسوختبر فرق سرش فشاند جان تاک بسوخت
- رباعی شمارهٔ ۴۰ خاقانی شروانیپروانه چو شمع را دلی سوخته دیدبا سوختهای موافقت کرد بسوخت
- غزل شمارهٔ ۴۷ خاقانی شروانیبر در دل رسید و حلقه بزدپاسبان خفته دید و در بشکست
