جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۳۸ از ۴۲۱
- فصل بیست و نهم - سری هست که به کلاه زرّین آراسته شود و سری هست جلال الدین محمد مولوی… اهر نشود چنانک سخن تا حروف او فانی نشود در نطق، فایدهی آن به مستمع نرسد. هرکه عارف را بد گوید آن نیک گفتن ِ عارفست در حقیقت؛ زیرا عارف از آن صفت، گریزان است که نکوهش بر وی نشیند. عارف عدوّ آن صفت است پس بدگویندهی آن صف …
- سیزدهم جلال الدین محمد مولویدر مرغزار چرخ که ثورست با اسدیک آتشی زنم که بسوزد در آن شرار
- بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن جلال الدین محمد مولویکمترین آکلانست این خیالوآن دگرها را شناسد ذوالجلال
- بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم جلال الدین محمد مولویاعتراض او را رسد بر فعل خودزانک در قهرست و در لطف او احد
- سیو دوم جلال الدین محمد مولویهم دایه جانهایی و هم جوی می و شیرهم جنت فردوسی و هم سدرهٔ خضرا
- چهل و سوم جلال الدین محمد مولویزیرا که هر وجود همی ترسد از عدمکندر حضیض افتد، از ربوهٔ سنی
- بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست جلال الدین محمد مولویباز باش ای باب بر جویای بابتا رسد از تو قشور اندر لباب
- بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود جلال الدین محمد مولویطفل یک روزه همیداند طریقکه بگریم تا رسد دایهٔ شفیق
- بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره جلال الدین محمد مولویکرد آن حمال راست و چپ نظرکز چه سو در میرسد بانگ و خبر
- فصل بیست و یکم - الاصل ان یحفظ ابن چاوش حفظ الغیب جلال الدین محمد مولوی… ربنّا و خالقنا قط ماغیر هذه العبارة یومامن الایام الیس ان اغراضه الفاسدة حجبه عن هذا و الیوم یقول عن شیخ صلاح الدین انه ما هو شیء ایش اسی شیخ صلاح الدیّن من الاسیة فی حقه غیرانه یراه یقع فی الجب یقول له لاتقع فی الجب لش …
- بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار جلال الدین محمد مولویدوستی تخم دم آخر بودترسم از وحشت که آن فاسد شود
- فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی میکند جلال الدین محمد مولوی… ه بالا، هرجا که هست چراغ منوّرست الّا میخواهد که نور او به دیگران برسد. این آفتاب که بر بالای آسمان است اگر زیر باشد همان آفتابست الّا عالم تاریک مانَد پس او بالا برای خود نیست برای دیگران است. حاصل، ایشان از بالا و زی …
