جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۵۳ از ۴۲۱
- بخش ۳۸ - به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدند جامیهمین بس گرچه بس کاسد قماشمکه در سلک خریدارانش باشم
- بخش ۴۸ - داستان رسیدن اسکندر به شهری که همه مردم پاکیزه روزگار بودند و سؤال و جواب ایشان جامیرسد بی نزاع آنچه باشد کفافازان در غلاف است تیغ خلاف
- بخش ۱۹ - غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده است جامیکان کس که به حاسدان نهد گوشآیین وفا کند فراموش
- بخش ۲۳ - فرستادن پدر زلیخا قاصدی به سوی عزیز مصر و عرض کردن زلیخا بر وی و قبول کردن وی آن را جامیکند پوشیده رخ مه را نظارهکه ترسد بیندش چشم ستاره
- بخش ۷ - در معراج وی که از آفتاب رفیع الدرجات ذوالعرش سایه ایست و از معارج قدر آن از ذروه عرش تا حضیض فرش پایه ای جامیوز آنجا چون به شاخ سدره ره جستز پریدن پر جبریل شد سست
- بخش ۱۷ - خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن باب جامیمادر نشناسد و پدر نیزوز عیب رهیده وز هنر نیز
- بخش ۴۶ - رفتن زلیخا به خود پیش یوسف علیه السلام و تضرع نمودن و عذر گفتن یوسف علیه السلام از تحصیل مراد وی جامیرسد خور چون به اوج چرخ دواربه سوی مغربش سازد نگونسار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ پروین اعتصامیبار جسد از دوش جان فرو نهآزاده روان تو زیر بار است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ پروین اعتصامیچون روشنی رسد ز چراغی که مرده استچون درد به شود ز طبیبی که مبتلاست
- شمارهٔ ۲۵ - بلبل و مور پروین اعتصامیروز تو یکروز به پایان رسدنوبت سرمای زمستان رسد
- شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای پروین اعتصامیزان به درها بردی این درویش راتا که بشناسد خدای خویش را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ ناصرخسرو قبادیانیخواب و خور است کار تو ای بیخرد جسدلیکن خرد به است ز خواب و ز خور مرا
