جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۳۷۴ از ۵۰۴
- بخش ۴۷ - صف سی و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… ی دانای نامیرنده و جسد مردم بدان بایست تا نفس دانا را از مردم به حاصل آید.
- بخش ۱۲ - اندر هفت نور ناصرخسرو قبادیانی… ز آن بامهات همیرسد، آنست که گفتند: هر لطافتی کهاندر امهات همی پدید آید از عالم عالی پدید آید؛ و عالم عالی را گفتند که بیرون ازین افلاکست. و گفتند که این هفت ستاره مدبر بر مثال روزنهااند از آن عالماندرین عالم؛ و نور …
- بخش ۵۸ - صفت شهر مکه شرفها الله تعالی ناصرخسرو قبادیانی… افتاده است چنان که چون در مسجد حرام باشند به دی ماه آفتاب از سر آن بر آید و بر سر آن میلی است از سنگ برآورده گویند ابراهیم علیه السلام برآورده است. و این عرصه که در میان کوه است شهر است دو تیر پرتاب در دو بیش نیست، و مسج …
- بخش ۱۲ - صف هشتم ناصرخسرو قبادیانی… این کالبد مر نفس را همچنان پوست که کودک اندرو باشد کز شکم مادر بیرون آید. و ما همی بینیم که آن پوست ا که آن کودک اندرو تمام شده باشد به خاک اندر کند و کس نیز نام آن نبرد و مادر کودک بر حال خویش بماند، همچنین دانیم که ای …
- بخش ۷۵ - صف شصت و یکم ناصرخسرو قبادیانی… ه یک او دو است و شش یک او یک است . و چون مر این جزء ها را جمله کنی شش آید ، نه کم و نه بیش ، و او را راهنمای است بر شش صاحب شریعت از آدم تا محمد مصطفی علیهم السلام ، که ایشان هر یکی اندر زمانه ، و تمامی دعوت ایشان و راست …
- بخش ۲۱ - صف هفدهم ناصرخسرو قبادیانی… ت که هر چیزی که مردم خردمند زشت دارد که کسی با او بکند بعقل چنان لازم آید که او آن کار با دیگر کس نکند، و هیچ خردمند روا ندارد کسی با زن و فرزند او زنا و لواطت کند، پس روا داشتن عاقل زنا و لواطت را بر زن و فرزند خویش روا …
- در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان وحشی بافقیعکس هر رازی که در دل بگذرد آید پدیدحوضهٔ آیینه کردار تو از فرط صفا
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچو بیخود از دلی آهی برآیددرون تیرگی ماهی برآید
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریناامید استم ز یاران قدیمطور من سوزد که میآید کلیم
- بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان سعدی شیرازیبدیع آیدم صورتش در نظرولیکن ز معنی ندارم خبر
- بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب جلال الدین محمد مولویحرص جوید کل بر آید او ز کلحرص مپرست ای فجل ابن الفجل
- مناجات جلال الدین محمد مولویهرکه آید به سوی او ز حقیقت خبریاندر او از بشریت بنماند اثری
