جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۹۴ از ۴۲۴
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ جلال الدین محمد مولویبدانک آب حیات اندرون تاریکیستچه ماهیی که ره آب بستهای بر خود
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ جلال الدین محمد مولویکسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شرهنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ جلال الدین محمد مولویبس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شومتو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ جلال الدین محمد مولویکسی با خود سخن پیدا نگویداگر جمله یکیم آن سان بگوییم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ جلال الدین محمد مولویبر سر دارش کنیم هر کی بگوید یکیمآتش اندرزنیم هر کی بگوید دویم
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ جلال الدین محمد مولوییک مشعله افروختی تا روز و شب را سوختیعذری به جرم آموختی نیکی خجل شد از بدی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ جلال الدین محمد مولوییک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکیچستی کن و ترکی کن نی نرمی و تاجیکی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۰ جلال الدین محمد مولویدر این دریا و تاریکی و صد موجتو اندر کشتی پربار چونی
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۲ جلال الدین محمد مولویما همه تاریکی و الله نورز آفتاب آمد شعاع این سرای
- بخش ۱۴۰ - مثل جلال الدین محمد مولویدیو و مردم را ملقن آن یکیستغالب از وی گردد ار خصم اندکیست
- بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست جلال الدین محمد مولویروستایی گاو در آخر ببستشیر گاوش خورد و بر جایش نشست
- بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن جلال الدین محمد مولویبیتو ما را بر فلک تاریکیَستبا تو ای ماه این فلک باری کیَست
