جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۱ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ جلال الدین محمد مولویآن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلسوان کس که در مشرق بود او نعمت هرمز خورد
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ جلال الدین محمد مولویپیدا شود سر نهان ویران شود نقش جهانموجی برآید ناگهان بر گنبد اخضر زند
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ جلال الدین محمد مولویخود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تربی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یکتویی بود
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست اوکه معلومست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویز بدحالی نمینالد دو چشم از غم نمیمالدکه او خواهد که هر لحظه ز حال بد بتر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ جلال الدین محمد مولویاگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتدبه امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ جلال الدین محمد مولویاین دیده دل دیده اشکی بد و دریا شددریاش همیگوید دریات مبارک باد
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ جلال الدین محمد مولویگر چاه بلا بود که بد محبس یوسفاز بهر برون آمدنش حبل متین شد
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ جلال الدین محمد مولویرفتیم بقیه را بقا بادلابد برود هر آنک او زاد
- غزل شمارهٔ ۷۲۴ جلال الدین محمد مولویگفتا که بسوزم ار بیایمکان سو همه عشق بد ولا بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۱ جلال الدین محمد مولویجان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاباز شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ جلال الدین محمد مولویآن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بودچون رسیدش چشم بد کز چشمها مستور بود
