جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۴۲۶ از ۵۸۰
- شمارهٔ ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار خاقانی شروانیچه خوش بوی که درون وحشت است و بیرون غمکجا روی که ز پیش آتش است و پس دریا
- شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر خاقانی شروانیزبان روغنینم زآتش آهبسوزد چون دل قندیل ترسا
- شمارهٔ ۷۲ - مطلع سوم خاقانی شروانیز آن لب چون آتش تر هدیه کن یک بوس خشکگرچه بر آتش تو را مهری ز عنبر ساختند
- شمارهٔ ۱۹۲ - مطلع سوم خاقانی شروانیپیل است در سرما زبون، پیل هوای نیلگونآتش ز کام خود برون، هنگام سرما ریخته
- شمارهٔ ۲۰۹ - در شکایت از زمان و مذمت اقران خاقانی شروانینفس عنبرین دار و آه آتشین زنکزین خوشتر آب و هوائی نیابی
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیز میناها فروغ آب انگورچنان کز نخل موسا آتش طور
- فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست میخوانَد آری صورت قرآن را درست میخواند جلال الدین محمد مولوی… مراد» و آنجا فرود آمد و نشست و آب خواست؛ آبش دادند که خوردن آن آب از آتش گرمتر بود و از نمک شورتر، از لب تا کام آنجا که فرو میرفت همه را میسوخت؛ این مرد از غایت شفقت در نصیحت آن زن مشغول گشت و گفت «شما را بر من حق …
- بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را جلال الدین محمد مولوینیک کردند و بجای خویش بودسهلتر باشد ز آتش رنج دود
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیز آتشپرست و ز یزدانپرستبرفتند با زیج رومی به دست
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسینیایش کند پیش آتش به خاکپرستش کند پیش یزدان پاک
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسیبه مازندران آتش افروختندبه هر جای شمعی همی سوختند
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیتنومند و بیمغز و جان نزارهمی دود ز آتش کنی خواستار
