فلک کژروتر است از خط ترسا
مرا دارد مسلسل راهبآسا
۱نه روحالله در این دیر است چون شد
چنین دجّال فعل این دیر مینا
۲تنم چون رشتهٔ مریم دوتا است
دلم چون سوزن عیساست یکتا
۳من اینجا پایبند رشته ماندم
چو عیسی پایبند سوزن آنجا
۴چرا سوزن چنین دجال چشم است
که اندر جیب عیسی یافت ماوا
۵لباس راهبان پوشیده روزم
چو راهب زان برآرم هر شب آوا
۶به صورِ صبح گاهی برشکافم
صلیبِ روزنِ این بامِ خضرا
۷شده است از آهِ دریا جوشش من
تیممگاهِ عیسی قعرِ دریا
۸به من نامشفقند آباء علوی
چو عیسی زان ابا کردم ز آبا
۹مرا از اخترِ دانش چه حاصل
که من تاریکم او رخشنده اجزا
۱۰چه راحت مرغ عیسی را ز عیسی
که همسایه است با خورشید عذرا
۱۱گر آن کیخسرو ایران و تور است
چرا بیژن شد اندر چاه یلدا
۱۲چرا عیسی طبیب مرغ خود نیست
که اکمه را تواند کرد بینا
۱۳نتیجه دختر طبعم چو عیسی است
که بر پاکیّ مادر هست گویا
۱۴سخن بر بکر طبع من گواه است
چو بر اعجاز مریم نخل خرما
۱۵چو من ناورد پانصد سال هجرت
دروغی نیست ها برهان من ها
۱۶برآرم زاین دلِ چون خان زنبور
چو زنبورانِ خونآلوده غوغا
۱۷زبان روغنینم زآتش آه
بسوزد چون دل قندیل ترسا
۱۸چو قندیلم برآویزند و سوزند
سه زنجیرم نهادستند اعدا
۱۹چو مریم سرفکنده، ریزم از طعن
سرشکی چون دمِ عیسی مصفی
۲۰چنان استادهام پیش و پسِ طعن
که استاده است الفهای اطعنا
۲۱مرا زانصاف یاران نیست یاری
تظّلم کردنم زان نیست یارا
۲۲علیاللّه از بدِ دوران علیاللّه
تبرّا از خدادوران تبرّا
۲۳نه از عباسیان خواهم معونت
نه بر سلجوقیان دارم تولّا
۲۴چو دادِ من نخواهد داد این دور
مرا چه ارسلان سلطان چه بغرا
۲۵چو یوسف نیست کز قحطم رهاند
مرا چه ابنیامین چه یهودا
۲۶مرا اسلامیان چون داد ندْهند
شوم برگردم از اسلام، حاشا
۲۷پس از تحصیلِ دین از هفت مردان
پس از تاویل وحی از هفت قُرّا
۲۸پس از الحمد و الرّحمن و الکهف
پس از یاسین و طاسین میم و طاها
۲۹پس از میقات حج و طوف کعبه
جمار و سعی و لبیک و مصلّی
۳۰پس از چندین چله در عهدِ سی سال
شوم پنجاهه گیرم آشکارا
۳۱مرا مشتی یهودیفعل، خصمند
چو عیسی ترسم از طعن مفاجا
۳۲چه فرمائی که از ظلم یهودی
گریزم بر در دیر سکوبا
۳۳چه گوئی کآستان کفر جویم
نجویم در ره دین صدر والا
۳۴در ابخازیان اینک گشاده
حریم رومیان آنک مهیا
۳۵بگردانم ز بیتاللّه قبله
به بیتالمَقْدَس و محرابِ اقصی
۳۶مرا از بعد پنجه ساله اسلام
نزیبد چون صلیبی بند بر پا
۳۷روم ناقوس بوسم زین تحکم
شوم زنّار بندم زین تعدّا
۳۸کنم تفسیر سریانی ز انجیل
بخوانم از خط عبری معما
۳۹من و ناجرمکی و دیر مخران
در بقراطیانم جا و ملجا
۴۰مرا بینند اندر کنج غاری
شده مولو زن و پوشیده چوخا
۴۱به جای صدرهٔ خارا چو بطریق
پلاسی پوشم اندر سنگ خارا
۴۲چو آن عود الصلیب اندر بر طفل
صلیب آویزم اندر حلق عمدا
۴۳وگر حرمت ندارندم به ابخاز
کنم زآنجا به راه روم مبدا
۴۴دبیرستان نِهَم در هیکلِ روم
کنم آئین مطران را مطرّا
۴۵بدل سازم به زنّار و به برنس
ردا و طیلسان چون پور سقا
۴۶کنم در پیش طرسیقوس اعظم
ز روحالقدس و ابن و اب مجارا
۴۷به یک لفظ آن سه خوان را از چَهِ شک
به صحرای یقین آرم همانا
۴۸مرا اسقف محققتر شناسد
ز یعقوب و ز نسطور و ز ملکا
۴۹گشایم راز لاهوت از تفرد
نمایم ساز ناسوت از هیولا
۵۰کشیشان را کشش بینیّ و کوشش
به تعلیم چو من قسیس دانا
۵۱مرا خوانند بطلمیوس ثانی
مرا دانند فیلاقوس والا
۵۲فرستم نسخهٔ ثالث ثلاثه
سوی بغداد در سوق الثلاثا
۵۳به قسطنطین برند از نوکِ کلکم
حنوط و غالیه، موتی و احیا
۵۴به دست آرم عصای دست موسی
بسازم زان عصا شکل چلیپا
۵۵ز سرگین خر عیسی ببندم
رعاف جاثلیق ناتوانا
۵۶ز افسار خرش افسر فرستم
به خانان سمرقند و بخارا
۵۷سم آن خر به اشک چشم و چهره
بگیرم در زر و یاقوت حمرا
۵۸سه اقنوم و سه قرقف را به برهان
بگویم مختصر شرح موفا
۵۹چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
که مریم عور بود و روح تنها
۶۰هنوز آن مهر بر درجِ رحم داشت
که جانافروز گوهر گشت پیدا
۶۱چه بود آن نطقِ عیسی وقتِ میلاد
چه بود آن صومِ مریم وقتِ اصغا
۶۲چگونه ساخت از گِل مرغ عیسی
چگونه کرد شخص عازر احیا
۶۳چه معنی گفت عیسی بر سر دار
که آهنگ پدر دارم به بالا
۶۴وگر قیصر سکالد راز زردشت
کنم زنده رسوم زند و استا
۶۵بگویم کان چه زند است و چه آتش
کز او پازند و زند آمد مسما
۶۶چه اخگر ماند از آن آتش که وقتی
خلیلاللّه در آن افتاد دروا
۶۷به قسطاسی بسنجم راز موبد
که جوسنگش بود قسطای لوقا
۶۸چرا پیچد مگس دستار فوطه
چرا پوشد ملخ رانین دیبا
۶۹به نام قیصران سازم تصانیف
به از ارتنک چین و تنگلوشا
۷۰بس ای خاقانی از سودای فاسد
که شیطان میکند تلقین سودا
۷۱رفیق دون چه اندیشد به عیسی؟
وزیر بد چه آموزد به دارا؟
۷۲مگو این کفر و ایمان تازه گردان
بگو استغفرالله زین تمنا
۷۳فقل و اشهد بانالله واحد
تعالی عن مقولاتی تعالی
۷۴چه باید رفت تا روم از سر ذل
عظیم الروم عز الدوله اینجا
۷۵یمین عیسی و فخر الحواری
امین مریم و کهف النصاری
۷۶مسیحا خصلتا قیصر نژادا
تورا سوگند خواهم داد حقا
۷۷به روح القدس و نفخ روح و مریم
به انجیل و حواری و مسیحا
۷۸به مهد راستین و حامل بکر
به دست و آستین باد مجرا
۷۹به بیت المقدس و اقصی و صخره
به تقدیسات انصار و شلیخا
۸۰به ناقوس و به زنّار و به قندیل
به یوحنّا و شمّاس و بحیرا
۸۱به خمسین و به دنح و لیلةالفطر
به عیدالهیکل و صوم العذارا
۸۲به پاکی مریم از تزویج یوسف
به دوری عیسی از پیوند عیشا
۸۳به بیخ و شاخ و برگ آن درختی
که آمد میوهش از روح معلا
۸۴به ماه تیر کانگه بود نیسان
به نخل پیر کانجا گشت برنا
۸۵به بانگ و زاری مولو زن از دیر
به بندِ آهنِ اسقف بر اعضا
۸۶به تثلیثِ بروج و ماه و انجم
به تربیع و به تسدیسِ ثلاثا
۸۷ز تثلیثی کجا سعد فلک راست
به تربیع صلیبت باد پروا
۸۸که بهر دیدن بیتالمقدس
مرا فرمان بخواه از شاه دنیا
۸۹ز خطِّ استوا و خطِّ محور
فلک را تا صلیب آید هویدا
۹۰سزد گر عیسی اندر دیر هرقل
کند تسبیح از این ابیات غرّا
۹۱