جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۳۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ جلال الدین محمد مولویهر کس که سری و دیدهای داشتدیدند تو را سری نهادند
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ جلال الدین محمد مولویپنگان فلک ندید هرگزطشتی که ز بام درنیفتاد
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ جلال الدین محمد مولویبا دیده جان چو واپس آییدر عالم آب و گل به ارشاد
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ جلال الدین محمد مولویدر قدس دلت چو خوک دیدیملک قدست فرنگ دارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ جلال الدین محمد مولوینزدیک آمد که دیده بخشیمآن را که به ما نظر ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ جلال الدین محمد مولویمانند خیال تو ندیدمبوسه دهد و دهان ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ جلال الدین محمد مولویگویی مه نو سواره دیدشکز عشق چو نعل مرکب آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ جلال الدین محمد مولویبی آبی خویش جمله دیدندهرک از تو نه سرفراز آمد
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ جلال الدین محمد مولویدر شکار بیدلان صد دیده جان دام بودوز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ جلال الدین محمد مولویعشق تو حیران کند دیدار تو خندان کندزانک دریا آن کند زیرا که گوهر این کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ جلال الدین محمد مولویدل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برمگر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ جلال الدین محمد مولویجان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشددل به مهر هر کسی دزدیده رو هر سو کند
