جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۴۳۶ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویمادح خورشید مداح خودستکه دو چشمم روشن و نامُرمدست
- بخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ میگشت در میان بازار از سَرِ حالتی کی او را بود جلال الدین محمد مولویگفت خواهم مرد بر جادهٔ دو رهدر ره خشم و به هنگام شره
- بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن جلال الدین محمد مولویزان دو چشم نازنین با دلالکه ز چهرهٔ شاد دارد صد کمال
- بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیهالسلام به خاک کی حفنهای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیهالسلام جلال الدین محمد مولویمن ازین تقلیب بویی میبرمبدگمانی میدود اندر سرم
- بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیهالسلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدن جلال الدین محمد مولوینیست حکمت این دو را آمیختنفرق واجب میکند در بیختن
- بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویغیرِ آن زنجیرِ زلفِ دلبرمگر دو صد زنجیر آری بر دَرَم
- فصل شصت و پنجم - سراجالدّین گفت که مسألهای گفتم اندرون من درد کرد فرمود جلال الدین محمد مولوی… ف خارستان است و ناخوشی و رنج است و آن طرف گلستان و راحت است. اگرچه هر دو را نمیبینی این را وجدانی گویند، از محسوس ظاهرترست. مثلاً گرسنگی و تشنگی و غضب و شادی جمله محسوس نیستند، امّا از محسوس ظاهرتر شد، زیرا اگر چشم را ف …
- بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان جلال الدین محمد مولوینیست شه را طمع بهر خلق ساختاین همه دولت خنک آنکو شناخت
- بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف جلال الدین محمد مولوینیستم حافظ مرا نوری بدهدر دو دیده وقت خواندن بیگره
- بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان جلال الدین محمد مولویمیل مجنون پیش آن لیلی روانمیل ناقه پس پی کره دوان
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویآتشش سوزا که دارد این گمانبر خدا و خالق هر دو جهان
- بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را جلال الدین محمد مولویگفت آری انقطاع دم بودچون رسد پیری دو صد علت شود
