جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۴۶۳ از ۵۵۱
- بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش جلال الدین محمد مولویگفت دارم من کرم بر جای اوجامهٔ هر کس بُرم بالای او
- بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه جلال الدین محمد مولویرو و سر در جامهها پیچیدهایدلاجرم با دیده و نادیدهاید
- بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند جلال الدین محمد مولویدید کآبش میچکید از دست و روجامهاش تر بود از آثار وضو
- بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید جلال الدین محمد مولویتا از آن جامد اثر گیرد ضمیرحبذا نان بیهیولای خمیر
- بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل جلال الدین محمد مولویحاصل آن آمد حقیقت نام ماپیشِ حضرت کان بود انجام ما
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویوقت عرضه کردن آن بردهفروشبر کند از بنده جامهٔ عیبپوش
- فصل هیجدهم - میفرمود که تاج الدّین قبایی را گفتند که این دانشمندان جلال الدین محمد مولوی… چنانک در زمان پیغمبر (صلی الله علیه و سلّم) قصد رهزنی دین میکردند و جامهٔ نماز میپوشیدند تا مقلّدی را در راه دین سست کنند زیرا آن را نتوانند کردن تا خود را از مسلمان نسازند واگرنی فرنگی یا جهودی طعن دین کند وی را کی …
- بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند جلال الدین محمد مولویمرد زن را گفت پنهانی سخنکه امشب ای خاتون دو جامه خواب کن
- بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامههای تو چون تر نیست جلال الدین محمد مولویجامههاات میبجویم در طلبتر نمییابم ز باران ای عجب
- بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلطافکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد جلال الدین محمد مولویای ایاز اکنون نگویی کین گهرچند میارزد بدین تاب و هنر
- من بعض معارفه افاض الله علینا انوار لطائفه جلال الدین محمد مولوی… کان معدوماً ثم وجد، ثم یتلاشی و یسیر سیر الجبال: «و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقنکل شیء». «لا اله الاهو» الکبیر المتعال». بعث نبینا محمداً صلی الله علیه و سلم عند ظهور الجهال و غلبة الکفر …
- بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق جلال الدین محمد مولویگر بباری گوهرت صد تا شودجامدت بیننده و گویا شود
