جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۶۹ از ۸۳۵
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - تنبیه و موعظت سعدی شیرازیهم عاقبت چو نوبت رفتن بدو رسدبا صدهزار حسرت از اینجا روان شود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز سعدی شیرازیاز صد یکی به جای نیاورده شرط علموز حُبِّ جاهْ در طلبِ علمِ دیگری
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویای طَبلهام پُر شِکَّرت، من طبلِ دیگر چون زنم؟ای هر شِکن از زلف تو، صد نافه و عطّار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ جلال الدین محمد مولوینکاحی میکند با دل به هر دم صورت غیبینزاید، گرچه جمع آیند صد عنّین و استرون
- بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور جلال الدین محمد مولویزین مناره صد هزاران همچو عاددر فتادند و سر و سر باد داد
- بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت جلال الدین محمد مولویهین بِکُش او را که بهرِ آن دَنیهر دمی، قصدِ عزیزی میکنی
- بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت جلال الدین محمد مولویجمع گفتم جانهاشان من به اسمکان یکی جان صد بود نسبت به جسم
- بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید جلال الدین محمد مولویگفت اگر پایم بدی یا مقدمیخود به راه خود به مقصد رفتمی
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویاز درد هجرانش زمین، رو کرده اندر آسمانوان آسمان گوید که: « من صد چون توم اندر حنین »
- بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین جلال الدین محمد مولویهر زمان در گلشن شکر خدااو بر آرد همچو بلبل صد نوا
- بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس جلال الدین محمد مولویداروی مردی کُن و عَنین مپویتا برون آیند صد گونِ خوبروی
- بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره جلال الدین محمد مولویشرح عشق ار من بگویم بر دوامصد قیامت بگذرد و آن ناتمام
