جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۷۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ جلال الدین محمد مولویگر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکنگر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ جلال الدین محمد مولویبرف بدم گداختم تا که مرا زمین بخوردتا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ جلال الدین محمد مولویچو عنقا کوه قافی را تو پران بینی از عشقشاگر آن که خبر یابد ز لعل یار عیارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ جلال الدین محمد مولویهیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماندنه این ماند نه آن ماند بداند آن من آنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ جلال الدین محمد مولویتوی قبله همه عالم ز قبله رو نگردانمبدین قبله نماز آرم به هر وادی که من هستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ جلال الدین محمد مولویقدح وارم در این دوران میان حلقه مستانز دست این به دست آن بدین دستان همیگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ جلال الدین محمد مولویاگر عقل خلایق را همه بر همدگر بندینیابد سر لطف ما مگر آن جان که بگزیدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ جلال الدین محمد مولویزبانم عقدهای دارد چو موسی من ز فرعونانز رشک آنک فرعونی خبر یابد ز برهانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ جلال الدین محمد مولویدر مجلس آن رستم در عربده بنشستمصد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ جلال الدین محمد مولویوالله که بنگذارم دست از تو چرا دارمتا لاف زنی گویی کز عربده وارستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ جلال الدین محمد مولوینی خواجه بازارم نی بلبل گلزارمای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان خوانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ جلال الدین محمد مولویپی نان بدویدم یکی چند به تزویرخدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
