جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۴۸۷ از ۵۵۱
- بخش ۱۴۳ - حکایت آن مؤذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد جلال الدین محمد مولویخلق خایف شد ز فتنهٔ عامهایخود بیامد کافری با جامهای
- بخش ۱۳۴ - وسوسهای کی پادشاهزاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی میکرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره جلال الدین محمد مولویمر بشر را خود مبا جامهٔ درستچون رهید از صبر در حین صدر جست
- بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان جلال الدین محمد مولویهان و هان گر حمد گویی گر سپاسهمچو نافرجام آن چوپان شناس
- بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد جلال الدین محمد مولویقوم گفتندش مکن جلدی بروتا نگردد جامه و جانت گرو
- بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بیمرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ جلال الدین محمد مولویپاره پاره کرده درزی جامه راکس زند آن درزی علامه را
- بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند جلال الدین محمد مولویجامهٔ اطلس کمر زرین روانروی کردی سوی قبلهٔ آسمان
- پنجم جلال الدین محمد مولویآب خوبی همه در جوی تو آنگه گوییبر در خانهٔ ما تخته منه جامه مشو
- بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد جلال الدین محمد مولویبخت با جامهٔ غلامانه رسیدچشم بدبختت به جز ظاهر ندید
- بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را جلال الدین محمد مولویصورت یوسف چو جامی بود خوبزان پدر میخورد صد بادهٔ طَروب
- بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن جلال الدین محمد مولویآب را بستود و او تایق نبودرخ درید و جامه او عاشق نبود
- هجونامه (منتسب) ابوالقاسم فردوسیسرانجام گوهر به کار آوردهمان میوهٔ تلخ بار آورد
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسییکی جامه و چهر و بالا یکیکه پیدا نبد این ازان اندکی
