جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۸۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ جلال الدین محمد مولویآسمان چون خرقه رقصان است و صوفی ناپدیدای مسلمانان که دیدهست خرقه رقصان بیبدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولوینازنینی را رها کن با شهان نازنینناز گازر برنتابد آفتاب راستین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ جلال الدین محمد مولویای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هواتا روان دیدی روان گشته روان عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ جلال الدین محمد مولویمهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهانگر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ جلال الدین محمد مولویمن ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهانتا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ جلال الدین محمد مولویمی گزید او آستین را شرمگین در آمدنبر سر کویی که پوشد جانها حله بدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ جلال الدین محمد مولویگفتم از آغاز مرغ روح ما بیپر بدهستگفت هین بشکن قفس آغاز بیآغاز بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ جلال الدین محمد مولویبرنتابد جان آدم شرح اوصافش صریحآنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ جلال الدین محمد مولویتار چنگت را ز پود صرف می جانی بدهزان حراره کهنه نوبخت بر اوتار زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ جلال الدین محمد مولوییا مراد من بده یا فارغم کن از مرادوعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ جلال الدین محمد مولویلیک باقی وصفها بستوده باشی جزو درشمس حق و دین چو دریا کی شود داخل بدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ جلال الدین محمد مولویمژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابدهستش از اقبال و دولتها طراز راستین
