جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۹۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ جلال الدین محمد مولویتو دیده گشته و ما را بکرده نادیدهبدیده گریه ما را بدین بخندیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ جلال الدین محمد مولویقال لبدره لقد احرق فیک باطنیقال له حبیبه صرت انا ضمانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ جلال الدین محمد مولویگر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدیور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ جلال الدین محمد مولویای صلح داده جنگ را وی آب داده سنگ راچون این گل بدرنگ را در رنگها میآوری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ جلال الدین محمد مولویخوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدمکو نرگدایی تا برد از خوان لطفم زلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ جلال الدین محمد مولوییک مشعله افروختی تا روز و شب را سوختیعذری به جرم آموختی نیکی خجل شد از بدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ جلال الدین محمد مولویشرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خودبسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ جلال الدین محمد مولویآمد بتی بیرنگ و بو دستم معطل شد بدواستاد دیگر را بجو بهر دکان بتگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ جلال الدین محمد مولویچند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهیچند گدازید شکر تا تو بدو درنگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ جلال الدین محمد مولویباده دهی مست کنی جمله حریفان مراعربدهشان یاد دهی با منشان درفکنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ جلال الدین محمد مولویبا همه ای رشک پری، چون سوی من برگذریباش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ جلال الدین محمد مولویچون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدیبیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدی
