جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۵ از ۵۸۰
- بخش ۶۶ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان جامیجمع شد زان پشته ها کوهی بلندآتشی در پشته و کوه او فکند
- بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمیشمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بینوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و میگفت کی من جزین خدمت نمیدانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیهالسلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیهالسلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیهالسلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیهالسلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهمالسلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را جلال الدین محمد مولویآتشی بودش نمیدانست چیستلیک چون شمع از تف آن میگریست
- بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری جلال الدین محمد مولویزآتش عاشق ازین رو ای صفیمیشود دوزخ ضعیف و منطقی
- بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش جلال الدین محمد مولوییک زنی با طفل آورد آن جهودپیش آن بُت، آتش اندر شعله بود
- شمارهٔ ۱ - آتش دل پروین اعتصامیمیان آتشم و هیچگه نمیسوزمهَماره بر سرم از جور آسمان شرریست
- بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود جلال الدین محمد مولویرو به آتش کرد شه «کِای تُندخوآن جهانسوز طبیعیخوت کو؟
- بخش ۱۸ - دلالت کردن بزرگان بنی عامر پدر مجنون را به آنکه یکی از معشوقان قبیله عرب را به نکاح مجنون درآرد تا آتش سودای او فرو نشیند جامیبر آتش مهر او سپندیمتا چند بر آتشش پسندیم
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیوآن عمر خوار دریا و آن روزه دار آتشچون معتکف برهمن، نه قوت و نه منالش
- بخش ۱۹ - حدیث دیگر در آتش رفتن جناب ابوذر در حضور حضرت مولی الموالی علیه و آله السلام عطار نیشابورییک جماعت از بزرگان یهودبر سر آتش نشسته همچودود
- شمارهٔ ۱۰۲ - رباعی حافظ شیرازیعشق آتش غم در دل ویرانه نهادزنجیر بلا بر من دیوانه نهاد
- حکمت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد.
- حکمت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیپادشه باید که تا به حدی خشم بر دشمنان نراند که دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم اول در خداوند خشم اوفتد پس آنگه زبانه به خصم رسد یا نرسد.
