جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۲ نتیجه برای «نداشت» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۵ از ۶
- بخش ۳۸ جامی… م شخصی بود آنجا رسید گفت: چه ارزان بودی این شتر اگر این قلاده در گردن نداشتی.
- بخش ۶ جامیگردن آز دراز کرد تا از آن بهره ای گیرد دید که در میان آن افعیی حلقه کرده و سر را با دم فرا آورده، باز پس گشت و از آرزوی او بگذشت. خاربن پنداشت که احتراز وی از زخم سنان اوست و اجتناب او از تیزی دندان او.
- بخش ۷ جامی… بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.
- باب پنجم در سخاوت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… سیر کردی یا برهنهای را پوشاندی یا درماندهای را دست گرفتی از آن عار نداشتی و تا به حدی در این باب مبالغه کردندی که اگر کسی این سیرت ورزیدی مردم او را ثنا گفتندی، و قطعا او را بدین سبب عیب نکردندی. علماء در تخلید ذکر او …
- بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است اقبال لاهوریمشت گلیم و ذوق فغانی نداشتیمغوغای ما ز گردش پیمانهٔ دل است
- بخش ۱۳ جامی… اثری نه پس هر دو همراه پیش خلیفه رفتند و قصه را باز گفتند خلیفه گفت: پنداشتم که طبیب پیش بیمار فرستاده ام من خود بیمار پیش طبیب فرستاده بوده ام.
- باب دوم در شجاعت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… گفتهاند و بدین واسطه در میان خلق سرافراز بوده و این عادت را قطعا عار نداشتهاند بلکه ذکر محاربات و مقاتلات چنین کسی را در سلک مدح کشیدهاند و گفتهاند که:
- بخش ۶ جامی… لحظه ای تأمل کرد و گفت: من تو را ازین داناتر گمان داشتم و زیرکتر می پنداشتم اما آن خضاب که گفتی سرمایه غرور و پیرایه کذب و زور است، سیاهی مو ظلمت و سفیدی آن نور است زهی نادان کسی که در آن کوشد که نور را به ظلمت بپوشد.
- حکایت شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازی… مُرتَهَن. در مدّت تَوْکیل او رِفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی.
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویبس جان که چو یوسف به چه مهلکه افتادپنداشت که گم گشت خود او در وطن آمد
- بخش ۱۰۰ - پایان سفر ناصرخسرو قبادیانی… جمادی الآخر سنه اربع و اربعین و اربعمایه بود و بعد از آن که هیچ امید نداشتیم و به دفعات در وقایع مهلکه افتاده بودیم و از جان ناامید گشته به همدیگر رسیدیم و به دیدار یکدیگر شاد شدیم و خدای سبحانه و تعالی را بدان شکرها گذ …
- شمارهٔ ۱۳۱ - گل و خار پروین اعتصامیروزی که هیچ نام و نشانی نداشتیجز من، ترا که بود هواخواه و دوستدار
