جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۳۵ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ جلال الدین محمد مولویچون ز پرده قصد عقل ما کندتو فسون بر ما مخوان و برمدم
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۱ جلال الدین محمد مولویای دل چو به صدق از تو نیاید کاریباری میکن به مفلسی اقراری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۹ جلال الدین محمد مولویای قاصد جان من به جان میارزیجان خود چه بود هر دو جهان میارزی
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ جلال الدین محمد مولویتصدقت بالروح العزیز لشکرهافبالله ارحموا ذلی و عشقی وما لکم
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸ جلال الدین محمد مولویآن روز دلم ز سینه بردی بس نیستکامروز دگر به قصد جان آمدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۱ جلال الدین محمد مولویشیری و منم شکار در پنجهٔ تودل خوردئی و قصد جگر میداری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱ جلال الدین محمد مولویچونی ای آنکه از جمال فردیصدبار ز چو نیم برون آوردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱ جلال الدین محمد مولویصدری و بزرگی و زرت هست ولیکانصاف بده که سخت مادر غری
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ جلال الدین محمد مولویدل خون خواره را یک باره بستانز غم صدپاره شد یک پاره بستان
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ جلال الدین محمد مولویگر آنکه صدف را غم گوهر نبدیبگشاده لب و عاشق و مضطر نبدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۶ جلال الدین محمد مولویگر آفت تصدیع نبودی و ملالهر روز برت هزار بار آمدمی
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۵ جلال الدین محمد مولویبگفتمش که چرا میکند چنین گردشبگفت هیزم تر نیست بیصداع دتن
