جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۷۲ نتیجه برای «آخر» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۵۵ از ۵۶
- بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحلهای الا من عصم الله جلال الدین محمد مولویمرکبی را که آخرش تو ده دهیکه به شهری مانی و ویراندهی
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ جلال الدین محمد مولویگوید به کبک فاخته کآخر کجا بدیتگوید بدان طرف که مکان نبود و مکین
- بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم جلال الدین محمد مولویکان لب خشکت گواهی میدهدکاو بآخر بر سر منبع رسد
- بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زندهاند و سخنگوی و سخنشنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی جلال الدین محمد مولویآن جهان چون ذره ذره زندهاندنکتهدانند و سخن گویندهاند
- بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره جلال الدین محمد مولویدر بخارا خوی آن خواجیم اجلبود با خواهندگان حسن عمل
- بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد جلال الدین محمد مولویهمچو وعدهٔ مکر و گفتار دروغآخرش رسوا و اول با فروغ
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویبشنو اکنون داد مهمان جدیدمن همی دیدم که او خواهد رسید
- بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره جلال الدین محمد مولویمکر زن پایان ندارد رفت شبقاضی زیرک سوی زن بهر دب
- فصل پنجاه و سوم - فرمود اولّ که شعر میگفتیم داعیهای بود عظیم جلال الدین محمد مولوی… َرها خواهد یافتن مثلاً چنانک نماز میکنی به نیّت آنک ترا ثواب باشد در آخرت، و نیکنامی و امان باشد در دنیا، اما فایدهٔ آن نماز همینقدر نخواهدبودن، صدهزار فایدهها خواهد دادن که آن در وهم تو نمیگذرد. آن فایدهها را خدای …
- بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش جلال الدین محمد مولویپیشهای آموز کاندر آخرتاندر آید دخل کسب مغفرت
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویدر اوّلین و آخرین، عشقی بِنَنْمود این چنیناَبصار عبرت دیده را، ای عَبرةُ الاَبصار من
- بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس جلال الدین محمد مولویچونکِ مقصود از شجر آمد ثَمَرپس ثمر اول بود وآخر شجر
